اورانوس در يك مدار بيضي شكل دور خورشيد سفر مي كند و 30685 روز يا بيش از 84 سال زميني طول مي كشد تا يك بار دور خورشید بگردد. يعني يك سال در اورانوس به اندازه 84 سال زميني طول مي كشد. اورانوس همچنين دور محورش كه يك خط فرضي ست كه از وسط سياره مي گذرد، مي چرخد. مناطق داخلي (اقيانوس و هسته) 17 ساعت و 14 دقيقه طول مي كشد تا يك بار روي محور گردشي سياره دور خورشيد بگردند. البته بيشتر جو سريع تر از مناطق داخلي مي گردد. سريع ترين بادهاي روي اورانوس, مسيري كه حدود دو سوم راه استوا تا قطب جنوب مي شود را با سرعت حدود 450 مايل در ساعت يا 720 كيلومتر در ساعت مي پيمايند. بنابراين دراين مسير هر 14 ساعت يك بار يك چرخش رخ مي دهد. محور گردشي اورانوس به ميزان زيادي يعني 98 درجه به پهلو كج شده. ستاره شناسان كجي يك سياره را با مقايسه آن با يك خط كه در يك زاويه درست با صفحه مدار است، اندازه گيري مي كنند. اين سطح فرضي با همه نقاط مدار در تماس است. بنابراين اورانوس به جاي گردش با محورش، به شكل نسبتاً قايم با صفحه مدار (مثل ساير سیارات منظومه شمسي) روي پهلويش (در امتداد با مسير مدار) مي گردد. همين عامل كجي محور گردشي به دور خورشيد باعث شده كه در اورانوس فصل هاي بسيار متفاوت وجود داشته باشد. كجي محور بيشتر سياره ها كمتر از 30 درجه است. براي مثال كجي محور زمين حدود 2/1 23 (23 و يك دوم درجه) است. اما كجي محور اورانوس 98 درجه است. چنان كه محور تقريباً در صفحه مداري قرار مي گيرد. بسياري از ستاره شناسان فكر مي كنند كه برخورد با سياره اي به اندازه زمين ممكن است اورانوس را روي پهلويش تكان داده باشد. اين اتفاق كمي پس از تشكيل اورانوس رخ داده. به خاطر جهت محور گردشي تقريباً قايم اورانوس, درباره قطب هاي اورانوس بحث هايي به وجود آمده. اين بحث ها به سؤال ديگري نيز منجر شده و آن اين است كه آيا اورانوس در يك محور برعكس (مثل ناهید) مي گردد يا نه در جهت بقيه سيارات منظومه شمسي مي گردد؟
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 9:36 توسط |
در 10 مارس سال 1977 ، نا منتظره ترين رصد انجام شد . گروهي از دانشمندان به محل رصد خانه ايربرن كويپر ناسا سفر كردند تا شاهد عبور اورانوس را از مقابل يك ستاره ي ضعيف باشند . اين رصد را رصد استتار)اختفا) ناميدند و ارزش آن در اين واقعيت نهفته است كه وقتي سياره اي از مقابل يك ستاره عبور ميكند ، جزئيات مربوط به جو و ابعاد آن سياره را ميتوان تعيين كرد . سياره اي كه جوي نداشته باشد ، ناگهان ستاره را مخفي ميكند ، اما سياره ي واجد جو ، بسته به چگالي آن جو ، كم كم ستاره را تار ميكند . وقتي اين هيئت سرگرم رصد اورانوس بودند ، پيش از شروع اختفا چند بار نور ستاره كم و زياد شد . نخستين بار كه اين تغيير صورت گرفت آن را مربوط به عيب لحظه اي دستگاههاي رصد پنداشتند ، اما با گذشت زمان ، پنج بار اين تغيير ثبت شد كه ديگر نميشد اينها را به عيب دستگاه نسبت داد . سپس اورانوس ستاره را به مدت بيست و پنج دقيقه مخفي كرد و پس از دور شدن سياره بار ديگر اين تغيير مشخص صورت گرفت. فاصله ي زماني اين تغييرات در دو طرف ستاره همبستگي بسيار خوبي با هم داشتند . تفسير اين رويدادها اين بود كه اورانوس دست كم پنج حلقه دارد. چون هر تغيير در برونداد نوري ستاره فقط 1 تا 4 ثانيه طول ميكشيد ، حلقه ها مي بايد بسيار نازك و گستره ي عرض آنها بين 1 تا 4 كيلومتر باشد و با رصدهاي اختفايي بيشتر كه از زمين صورت گرفت ، چهار حلقه ديگر هم افزوده شد كه بر روي هم تعداد حلقه ها به 9 رسيد . حلقه دهم (1986 U1R) به زحمت در عكسهاي ويجر 2 قابل رؤيت بود . همچنين ناحيه عريضي از ذرات با توزيعي پراكنده ( 1986(U2R ميان درونترين حلقه و خود سياره به چشم مي خورد . هر يك از ده يا يازده حلقه عبارتند از اپسيلون ، سپس ( 1986U1R )، دلتا ، گاما ، اتا ،بتا ، آلفا ،4،5،6، و سرانجام (1986U2R) كه ممكن است نشان دهنده ي ماده اي باشد كه به درون سياره كشيده مي شود . عرض حلقه ي اپسيلون در حدود 40 km است و دو قمر 1986 U7 و 1986U8 ، واقع در دو طرفش ، آن را هدايت مي كنند . ابعاد ذراتي كه اين حلقه را تشكيل مي دهند ، غالباً بزرگتر از يك متر است ، اما وقتي به حلقه ها از پشت نور تابيده مي شود ، به نظر مي رسد كه حاوي غبار هم باشند . ظاهراً ذراتي كه اندازه ي آنها بين يك متر باشد غبار وجود ندارد . ريشه نام اورانوس واژهایست یونانی به معنای آسمان،و نیز خدایگان آسمان نیز در میان یونانیان به همین نام خوانده میشد. میان غربیان در بین سیارات هشگانه اورانوس تنها سیاره ای است که نام خود را از افسانه های یونانی برگرفته است. (برخلاف سایرین که نامی برگرفته از افسانه های رومی دارند.). معادل ایرانی آن آهوره است ريشه نام اهوره:آریاییان در آغاز برای مفهوم الوهیت نامی نداشتند و هریک از قوا و عناصر طبیعت را به نامی که داشت ستایش و نیایش میکردند. در آغاز، آسمان، اجرام سماوی و پدیدههایی چون ماه، ستارگان، رعد و برق و باد را میپرستیدند. و چون بالاترین خدایان، خدای آسمان بود، کلمة عام برای مفهوم «خدا» در اغلب زبانهای آریایی از کلمة دیهئوس (ایرلندی، دیا توتُنی باستان، زیو ، سنسکریت، دِوَه ، لاتین، دِئوس ، لیتوانیایی، دیهوَس ...) اخذ شده است، چنانکه «زئوس» در یونانی یو (پیتر) در لاتین، دیائوس در سنسکریت، خدای آسمان است (از ریشة دیو = تابیدن، نور افشاندن) نام دیگر خدای آسمان نزد آریاییان کهن، وَرونه (نزد یونانیان، اورانوس ) بود. این نام بیشتر به پهنة آسمان و گستردگی و فراگیری آن نظر داشت (از ریشة var = پوشاندن)؛ بعدها در ایران «آهوره» جای «ورونه» را گرفت . نزد ایرانیان و هندیان، ورونه یا «میتره» (در سنسكریت، یا میثره در اوستا) ارتباط بسیار نزدیک داشت و غالباً نام هر دو با هم میآمد. جرم و جاذبه جرم اورانوس يا مقدار ماده آن 2/1 14( 14 و يك دوم ) برابر جرم زمين است. جرم اورانوس 68/8 ضربدر 10 به توان 25 كيلوگرم است. به اين ترتيب جرم اورانوس حدود يك بيستم بزرگ ترين سياره منظومه شمسي يعني مشتري ست. قوه جاذبه اورانوس مساوی به 93 % قوه جاذبه زمین است به خاطر این نیروی جاذبه سطح اورانوس کمتر از زمین است که نيروي جاذبه اي كه يك سياره در سطحش بر يك شيء وارد مي كند با جرمش و معكوس مربع شعاع تناسب دارد.. بدین اساس شخصی با صد کیلو گرم در سطح اورانوس 93 کیلو گرم وزن میشود. سرعت گردش اورانوس در طی ساعت برابراست به8/ 6 کیلو متر . متوسط تراكم اورانوس 27/1 گرم بر سانتي متر مكعب يعني 4/1 1(يك ويك چهارم) برابر تراكم آب است. تراكم، مقدار جرم يك ماده تقسيم بر حجم آن است. تراكم اورانوس يك چهارم تراكم زمين است و از اين نظرمشابه مشتري ست. با وجود این که اورانوس خیلی بزرگ تر از زمین است ولی نيروي جاذبه در سطح اورانوس حدود 90 درصد نيروي جاذبه سطح زمين است.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 9:32 توسط |
اورانوس 21 ماه شناخته شده دارد. همه ي قمرهاي اورانوس در همان صفحه ي استوايي سياره و در همان جهت (رجعي ) چرخش سياره آن را دور ميزنند. اما اين قمرها چندان از زمين دورند كه فقط به صورت يك نقطه ي نوراني به نظر ميرسند و جزئيات آنها اصلا آشكار نيست. دو تا از اين ماه ها به وسيله ويليام هرشل در سال 1781 كشف شدند. دو تاي ديگر به وسيله ويليام لاسل در سال 1851 كشف شدند و يكي ديگر نيز به وسيله جي كيپر در سال 1948 كشف شد. در ژانويه ي سال 1986 وقتي ويجر 2 از فاصله ي 75000km اورانوس ميگذشت ، در فاصله ي 27000km دست كم به يكي از قمرهاي اين سياره رسيد . هيچ كس گمان نميبرد كه اين رويا رويي نزديك منجر به كشف ده قمر ديگر شود كه اندازه ي آنها در گستره ي 40km تا 170 km است. عبور از نزديكي اين سياره اطلاعات تازه اي هم بر آنچه درباره ي پنج قمر شناخته شده ي پيشين كه ميدانستيم ، افزود. دانشمندان حدس مي زنند كه ساختار اقمار بزرگ اورانوس ، مانند بسياري از اقمار زحل ، آميزه اي از سنگ و يخ است. از پنج قمر بزرگ اورانوس ، قطر بيرونيترين آنها ، اوبرون (Oberon) ،1550km كه همه ي سطح آن دهانه دار ، از جمله دهانه ي بسيار بزرگ است. اين امر حاكي از آن است كه بيشتر عوارض سطحي آن بر اثر ريزش خرده پاره هاي مواد در مرحله ي اوليه ي پيدايش اين قمر به وجود آمده اند و از اين رو سطح آن بسيار سرد است . بسياري از دهانه هاي اين قمر بر اثر تابش نور درخشانند و كف بعضي از آنها با ماده ي تيره رنگي پوشانده شده است . در لبه ي اين قمر كوهي مشاهده ميشود به ارتفاع 20km . قمر بعدي تيتانيا ، بزرگترين قمر اورانوس است كه قطر آن به 1600km ميرسد. سطح قابل رويت اين قمر نيز دهانه دار است اما دهانه هاي بزرگ ندارد . سطح اين قمر را تا حدي جديدتر از سطح ابرون ميدانند. تيتانيا با دهانه هاي درخشان خال خال ، شامل چند دره ي بزرگ است با شكستگيها يا گسلهايي كه نشانه حركات تكتونيكي كلي آن است . به همين ترتيب اگر به سوي سياره برويم به قمر اومبريل به قطر 1200km ميرسيم. سطح تيره ي دهانه دار يكنواخت آن سيماي نسبتا آرامي به اين قمر ميبخشد . احتمالا سطح آن از لايه ي عميقي ماده ي تيره رنگ پوشيده شده كه به اساني آشفته نميشده است. فقدان دهانه هاي درخشان نيز مويد همين امر است .با وجود آرامش كلي اومبريل ، يك دهانه ي درخشان استثنايي به قطر 140km بر سطح آن نمايان است كه هيچ توضيحي درباره ي آن داده نشده است. در ميان پنج قمر بزرگ اورانوس ، فعاليت دروني اين قمر از همه كمتر است. قمر بعدي آريل است كه تنها از لحاظ قطر به اومبريل شباهت دارد . از پنج قمر بزرگ اورانوس ، آريل از همه درخشانتر است. الگوي دهانه ي آن احتمالا حاكي از دوران برخوردهاي تازه تري باشد . شبكه ي كلي از خطوط گسيلي و بعضي ديواره هاي سراشيب ممتد گسيخته از هم، به عمق 10km و صدها كيلومتر طول، دلالت بر فعاليت شديد دروني دارد . در بعضي جاها جريانهاي سطحي دهانه را نيمه مدفون كرده است. ميراندا، به خاطر ابعاد كوچكش ، (فقط با قطر500km)نسبت به هر قمر ديگري در منظومه ي شمسي فعاليت سطحي بيشتري را نشان ميدهد.. دو ناحيه ي عظيم بيضي شكل آن با آثار موازي يكديگر، شبيه به ميدان مسابقات ارابه راني رم باستانند . دره هاي ژرف عظيمي دارد كه عمق يكي از آنها به 20km ميرسد، يعني از گراند كانيون آريزونا بسيار عميقتر است. ميراندا، ناحيه اي به رنگ روشن نيز دارد كه V شكل ، شبيه به علامت روي بازوي درجه دارهاي ارتش است. اين عارضه شايد حاصل فعاليت زمين شناختي باشد كه درست پيش از زمان انجماد صورت گرفته است ، قطعا اين يكي از متداولترين نشانه هايي است كه در هر قمر منظومه ي شمسي بايد كشف شود ، و توضيح آن همچنان دشوار خواهد بود .وقتي به اورانوس نزديك ميشويم نخستين ده قمري را كه با ويجر 2 يافت شده اند ميبينيم. اين قمر كه 1985u1 ناميده شده، دهانه دار است و شكل مدور كاملي ندارد . نه قمر ديگرهمگي ابعادي كمتر از 80km دارند. میراندا، قمر اورانوس، سه منطقه به نام آوید دارد که قسمتهای بیرونی آنها شبیه به زمین مسابقات دومیدانیست. فعالیتهای درونی سیاره در 20بیلیون سال پیش احتمالا منجر به پدید آمدن این مناطق شده اند. اورانوس علاوه بر گردش انتقالی، گردش وضعی نیز دارد. قسمت داخلی سیاره (هسته و اقیانوس) در مدت 17 ساعت و 14 دقیقه یک دور کامل حول محور طولی گردش می کنند. البته قسمت اتمسفر سیاره بسیار سریعتر می چرخد. سریعترین بادهای سطح اورانوس که در دو سوم از ناحیه استوا تا قطب جنوب اندازه گیری شده اند را با سرعت حدود 450 مايل در ساعت يا 720 كيلومتر در ساعت مي پيمايند . بنابراین اتمسفر این منطقه در هر 14 ساعت یکبار گردش وضعی کامل دارد. محور گردشي اورانوس به ميزان زيادي يعني 98 درجه به پهلو كج شده. محور چرخش آن تقريباً در سطح مدارش (در واقع 8 درجه پايين تر از اين سطح) قرار گرفته است. وقتي ويجر 2 در 1986، از نزديكي اين سياره عبور كرد ، خورشيد ناحيه قطبي آن را روشن مي كرد . پس مي توان گفت كه در آن هنگام در قطب جنوب اورانوس تابستان بوده است . اين امر دلالت بر آن دارد كه42 سال بعد از آن تاريخ ، وقتي كه سياره به طرف مقابل آن موضع در منظومه شمسي قرار گيرد ، در قطب شمالش تابستان ، و در ناحيه قطب جنوب آن تاريك خواهد بود . در نيمه راه بين اين دو حد اعلا ، خورشيد بر فراز استواي سياره ظاهر خواهد شد اين امر حاكي از آن است كه تغييرات فصلي در اورانوس ، نسبت به زمين بسيار بيشتر است . محور طولی فرضی این سیاره به حدی انحراف دارد که تقریبا به صفحه مداری چسبیده است. كجي محور بيشتر سياره ها كمتر از 30 درجه است. براي مثال كجي محور زمين حدود 2/1 23 (23 و يك دوم درجه) است. اما كجي محور اورانوس 98 درجه است. چنان كه محور تقريباً در صفحه مداري قرار مي گيرد. هر گاه مشخص شود كجي محور سياره اي بزرگتر از 90 درجه است ، نشانه ي آن است كه چرخش سياره در جهت رجعي (پادساعتگرد)، به شرطي كه از شمال منظومه ي شمسي ديده شود . اين مطلب در مورد سياره ي زهره نيز صدق ميكند، كه چرخش پادساعتگرد و كجي محورش به اندازه ي 177 درجه مشخص شده است..ستاره شناسان كجي يك سياره را با مقايسه آن با يك خط كه در يك زاويه درست با صفحه مدار است، اندازه گيري مي كنند. اين سطح فرضي با همه نقاط مدار در تماس است. بنابراين اورانوس به جاي گردش با محورش، به شكل نسبتاً قايم با صفحه مدار (مثل ساير سیارات منظومه شمسي) روي پهلويش (در امتداد با مسير مدار) مي گردد. بسياري از ستاره شناسان فكر مي كنند كه برخورد با سياره اي به اندازه زمين ممكن است اورانوس را روي پهلويش تكان داده باشد. اين اتفاق كمي پس از تشكيل اورانوس رخ داده است. به خاطر جهت محور گردشي تقريباً قايم اورانوس, درباره قطب هاي اورانوس بحث هايي به وجود آمده. اين بحث ها به سؤال ديگري نيز منجر شده و آن اين است كه آيا اورانوس در يك محور برعكس (مثل ناهید) مي گردد يا نه در جهت بقيه سيارات منظومه شمسي مي گردد؟
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:28 توسط |
دماي جو اورانوس حدود 355- درجه فارنهايت يا 215- درجه سانتي گراد است. در زير جو دماها به سرعت افزايش مي يابد و احتمال دارد در اقيانوس به 4200 درجه فارنهايت يا 2300 درجه سانتي گراد و در هسته سنگي سياره به 12600 درجه فارنهايت يا 7000 درجه سانتي گراد برسد. به نظر مي رسد كه اورانوس همان مقدار گرمايي را كه از خورشيد مي گيرد به فضا باز مي تاباند. از آنجايي كه اورانوس 98 درجه از محورش كج شده، در طول سال اورانوسي به قطب هاي اورانوس نسبت به استواي آن از خورشيد نور بيشتري مي رسد. به نظرمي رسد كه سيستم هوا, گرماي اضافي را در سياره توزيع مي كند. اورانوس در مقايسه با گاز هاي ديگر مشتري ، زحل ، نپتون گرماي کمي بيرون مي دهد . اندازه: قطر اورانوس در استوا 31763 مايل يا 51118 كيلومتر يعني بيش از چهار برابرقطر زمين است. اين غول گازي بعد از مشتری و زحل سومين سياره بزرگ منظومه شمسي است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 9:32 توسط |
اورانوس یک غول بزرگ متشکل از مواد گازی و مایع می باشد. قطر استوایی آن حدود 51.118 کیلومتر یعنی بیش از 4 برابر قطر زمین است. سطح این سیاره پوشیده از ابرهای سبز-آبی، ساخته شده با کریستالهای ریز متان می باشد. کریستالها خارج از اتمسفر سیاره یخ زده اند. در اعماق این ابرهای قابل رویت، احتمالا ابرهای ضخیمی ساخته شده از آب مایع و کریستالهای یخ آمونیاک وجود دارند. در زیر این ابرها یعنی در عمق 7500 کیلومتری زیر ابرهای قابل رویت نیز، احتمال وجود اقیانوسی از آب مایع به همراه آمونیای حل شده می باشد. در مرکز این سیاره ممکن است هسته ای سنگی، تقریبا به اندازه زمین وجود داشته باشد. دانشمندان در خصوص وجود هر گونه زیستی در این سیاره تردید دارند. اورانو س آ ن قدر دور است که دانشمندان حدود دویست سال نمی توانستند سرعت حرکت وضعی آن را مشخص کنند . فقط به این موضوع پی برده بودند که چیز غریبی در حرکت وضعی اورانوس وجود دارد. بیشتر سیارات به طریقی دور محور خود می چرخند که هنگام حرکت انتقالی به دور خورشید تقریبا حالت قایم دارند. محور زمین نسبت به حالت قایم تقریبا به اندازه یک چهارم 90 درجه انحراف دارد. ولی محور اورانوس آن قدر انحراف دارد که به نظر می رسد در حالی که به پهلو خوابیده است دور خورشید می گردد.اورانوس تنها سیاره ای است که محورش تا اندازه ای انحراف دارد به همین دلیل برخی از مردم آن را سیاره ی آ رمیده به پهلو می نامند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 16:3 توسط |
جو: جو اورانوس از حدود 83 درصد هيدروژن، 15 ابرهاي قابل مشاهده اورانوس همان رنگ آبي-سبز مات سراسر سطح سياره را دارند. تصاويري كه به وسيله فضاپيماي وويجر2 از اورانوس گرفته شده، نوارهاي بسيار صافي را در داخل ابرهاي اين سياره به موازات استوايش نشان مي دهد. اين نوارها در نتيجه وجود تركيبات مختلفي از مه كه به وسيله نور خورشيد به گاز متان تجزيه شده اند توليد شده اند. به علاوه نقاط بسيار كوچكي روي سطح سياره وجود دارد. اين نقاط شايد جرم هاي به شدت چرخاني از گازي مشابه با گازهاي آتشفشاني باشند. سطح: جنس سطح اورانوس از ابرهاي سبز-آبي تشكيل شده از كريستال هاي ريز متان است. كريستال ها در خارج از جو اورانوس منجمد شده اند. احتمال دارد كه خيلي پايين تر, در ابرهاي قابل مشاهده، لايه هاي ضخيم تري از ابر كه از آب مايع يا كريستال هاي يخ آمونياكي تشكيل شده اند، وجود داشته باشد. در مكان هاي عميق تر يعني حدود 4700 مايلي يا 7500 كيلومتري زير نوك ابرهاي قابل مشاهده ممكن است اقيانوسي از آب مايع حاوي آمونياك حل شده، وجود داشته باشد. هسته: در بخش هاي خيلي مركزي سياره ممكن است يك هسته سنگي وجود داشته باشد. چنين هسته اي كه سنگي و فلزي ست حدود 10500 مايل يا 17000 كيلومتر قطر دارد و دماي آن حدود 12500 درجه فارنهايت يا 6927 درجه سانتي گراد است. دانشمندان عقيده دارند در اورانوس زندگي وجود ندارد.
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 16:31 توسط |
حلقه هاي اورانوس در 10 مارس سال 1977 ، نا منتظره ترين رصد انجام شد . گروهي از دانشمندان به محل رصد خانه ايربرن كويپر ناسا سفر كردند تا شاهد عبور اورانوس را از مقابل يك ستاره ي ضعيف باشند . اين رصد را رصد استتار (اختفا) ناميدند و ارزش آن در اين واقعيت نهفته است كه وقتي سياره اي از مقابل يك ستاره عبور ميكند ، جزئيات مربوط به جو و ابعاد آن سياره را ميتوان تعيين كرد . سياره اي كه جوي نداشته باشد ، ناگهان ستاره را مخفي ميكند ، اما سياره ي واجد جو ، بسته به چگالي آن جو ، كم كم ستاره را تار ميكند . وقتي اين هيئت سرگرم رصد اورانوس بودند ، پيش از شروع اختفا چند بار نور ستاره كم و زياد شد . نخستين بار كه اين تغيير صورت گرفت آن را مربوط به عيب لحظه اي دستگاههاي رصد پنداشتند ، اما با گذشت زمان ، پنج بار اين تغيير ثبت شد كه ديگر نميشد اينها را به عيب دستگاه نسبت داد . سپس اورانوس ستاره را به مدت بيست و پنج دقيقه مخفي كرد و پس از دور شدن سياره بار ديگر اين تغيير مشخص صورت گرفت. فاصله ي زماني اين تغييرات در دو طرف ستاره همبستگي بسيار خوبي با هم داشتند . تفسير اين رويدادها اين بود كه اورانوس دست كم پنج حلقه دارد. چون هر تغيير در برونداد نوري ستاره فقط 1 تا 4 ثانيه طول ميكشيد ، حلقه ها مي بايد بسيار نازك و گستره ي عرض آنها بين 1 تا 4 كيلومتر باشد و با رصدهاي اختفايي بيشتر كه از زمين صورت گرفت ، چهار حلقه ديگر هم افزوده شد كه بر روي هم تعداد حلقه ها به 9 رسيد . حلقه دهم ( 1986U1R ) به زحمت در عكسهاي ويجر 2 قابل رؤيت بود . همچنين ناحيه ي عريضي از ذرات با توزيعي پراكنده ( 1986U2R ) ميان درونترين حلقه و خود سياره به چشم مي خورد . هر بك از ده يا يازده حلقه عبارتند از اپسيلون ، سپس ( 1986U1R ) ، دلتا ، گاما ، اتا ،بتا ، آلفا ،4،5،6، و سرانجام ( 1986U2R ) . كه ممكن است نشان دهنده ي ماده اي باشد كه به درون سياره كشيده مي شود . عرض حلقه ي اپسيلون در حدود 40km است و دو قمر 1986U7 و 1986U8 ، واقع در دو طرفش ، آن را هدايت مي كنند . ابعاد ذراتي كه اين حلقه را تشكيل مي دهند ، غالباً بزرگتر از يك متر است ، اما وقتي به حلقه ها از پشت نور تابيده مي شود ، به نظر مي رسد كه حاوي غبار هم باشند . ظاهراً ذراتي كه اندازه ي آنها بين يك متر باشد غبار وجود ندارد . قمرهاي اورانوس سالهاي زياديست كه اورانوس و پنج قمر آن را شناخته ايم و ميدانيم كه همه ي قمرهاي اورانوس در همان صفحه ي استوايي سياره و در همان جهت (رجعي ) چرخش سياره آن را دور ميزنند. اما اين قمرها چندان از زمين دورند كه فقط به صورت يك نقطه ي نوراني به نظر ميرسند و جزئيات آنها اصلا آشكار نيست. در ژانويه ي سال 1986 وقتي ويجر 2 از فاصله ي 75000km اورانوس ميگذشت ، در فاصله ي 27000km دست كم به يكي از قمرهاي اين سياره رسيد . هيچ كس گمان نميبرد كه اين رويا رويي نزديك منجر به كشف ده قمر ديگر شود كه اندازه ي آنها در گستره ي 40km تا 170km است. عبور از نزديكي اين سياره اطلاعات تازه اي هم بر آنچه درباره ي پنج قمر شناخته شده ي پيشين ميدانستم، افزود. حدس ما اين است كه ساختار اقمار بزرگ اورانوس ، مانند بسياري از اقمار زحل ، آميزه اي از سنگ و يخ است . ![]()
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 17:20 توسط |
| ||||||